اون شب توبیمارستان فیروزگر یه دختری را از زندان آورده بودن با دستبند. پول هزینه درمانش را نداشت، سرباز محافظش پولو داد.
۱۸ فوریهٔ ۲۰۰۹
خرده قصه ها
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
-
▼
2009
(301)
-
◄
December
(24)
- سال بد
- تعزیه جاودان
- وعده ما عاشورا
- حرف حساب
- می کشند
- ایرانیان ِغریب
- یعنی من سه تا جفت شیش اوردم
- اسمارت گیس طلا2
- تمام مادران جهان
- داستانهای تکراری
- ماشین جیشو
- یخچال نفرین شده
- منکه کلی با این حال کردم
- یک ضرب المثل بی ادبی شیرازی
- گیس طلاهای درون
- ترمیگاه مرکزی اوجنرال
- باید می گفتم
- آی
- اسمارت گیس طلا
- سوگ سیاوش
- ببخشید
- فجایع پست مدرن
- فروتن
- بچه حلال زاده به دختر خاله اش می بره
-
◄
November
(25)
- بزن بر سینه و بر سر
- حسرت
- پیشنهاد بی شرمانه
- ضرب المثل شیرازی
- مردان کوچک
- بچه های اخر الزمان
- مجددا کلاس رانندگی
- شبی چون روزهایمان
- خانم دکترش عین فحش بود
- داستان قدیمی
- عقل که نباشه دنده در عذابه
- پایان سفر
- آبشار پونه زار
- به سمت آبشار
- فریدون شهر
- بازم خوانسار
- خوانسار
- جاده های من
- شب قطار تهران - اصفهان
- زنده و کبود
- زنده و کبود
- روز دانششششششششششش آموز مبارک
- رسام
- تازه انتظار داره من نخندم
-
▼
February
(27)
- ورای شک معقول
- از خدا پنهان نیست
- تحسین خشن
- هدیه
- فجایع مضحک
- دیدار دنیا
- بزن بر سینه و بر سر
- تهاجم فرهنگي
- همسن
- عزيزمي
- خرده قصه ها
- ضایع
- آخر مرام
- فرهنگستان ادب
- ها؟
- هولناک
- توجیه
- بالاخره جشنواره بیست وهفت
- یک جابجایی مختصر
- سوتفاهم
- راسل چرو
- دختر خاله است دیگه...
- مازوخیسم
- همه خواننده های گیس طلا
- تولدم مبارک
- تخفیف
- مرده شور برده یا نبرده؟
-
◄
December
(24)
Blog Archive
About Me
Theme by Function
© 2008 گیس طِلا Bloggerized by Falcon Hive.com
This template is brought to you by : allblogtools.com Blogger Templates
This template is brought to you by : allblogtools.com Blogger Templates
10 comments:
جون ميده براي فيلمنامه: بعد هم دختره عاشق سربازه ميشه و دست از خلاف برميداره و با هم ازدواج مي كنن و صاحب هزاران فرزند ميشن و صدها سال با هم زندگي خوب و خوشي رو ادامه ميدن!
گیس طلا خانوم قصه های بزرگتری هم هست من مریضی داشتم که بهش گفتم سرطان داری شیمی درمانی می خوای بخاطر بی پولی فقط گقته خداحافظ کاش کسایی بودن بجای ریدن تو تاریخ معاصر و قدیم و ساختن انواع و اقسام یوزارسیف ها اینا رو میدیدن
ای ول
شايد ذهن من خيلي بدبين باشد: ولي آن پول را از طرف قوه قضاييه داده بودند... به گمانم.
ای جان بالاخره اینجا راه داد . می گم عزیزجان من همین طوری شانسی کلیلک می کنم و گاهی راه می ده و گاهی نه ..... افرین به اون سرباز اما برای دختره دلم گرفت ....
با اجازت من از این پست با لینکت اینجا نقل قول کردم
http://chosnaleh.wordpress.com/2009/02/18/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D8%B4%D8%A7%D8%AA/
ta oonja ke yadam miyad holo hoshe sane 2002 ,2003 zendania ye joor bime dashtand !!!
yani avaz shode? s
چه رومانتیک!! :)
جز تاسف چی میشه گفت
متاثر شدم.
ارسال يک نظر