- بچه با باباش می ره تو حموم، داشته لیز می خوره که دستش را می گیرد به اونجای باباش و بلند می شه. پدرش بهش می گه خوب شد با من اومدی اگه با مامانت اومده بودی حموم قطعا ضربه مغزی شده بودی
- دختر بی ادب!من این جوکو چه جوری واسه دختر خاله تعریف کنم؟
- خب بهش بگو یه بچه شیر با باباش می ره حموم لیز می خورده بعد مممممم....
یال باباش را می گیرد و ...
۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
جبران مافات
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
-
▼
2009
(297)
-
◄
December
(20)
- می کشند
- ایرانیان ِغریب
- یعنی من سه تا جفت شیش اوردم
- اسمارت گیس طلا2
- تمام مادران جهان
- داستانهای تکراری
- ماشین جیشو
- یخچال نفرین شده
- منکه کلی با این حال کردم
- یک ضرب المثل بی ادبی شیرازی
- گیس طلاهای درون
- ترمیگاه مرکزی اوجنرال
- باید می گفتم
- آی
- اسمارت گیس طلا
- سوگ سیاوش
- ببخشید
- فجایع پست مدرن
- فروتن
- بچه حلال زاده به دختر خاله اش می بره
-
◄
November
(25)
- بزن بر سینه و بر سر
- حسرت
- پیشنهاد بی شرمانه
- ضرب المثل شیرازی
- مردان کوچک
- بچه های اخر الزمان
- مجددا کلاس رانندگی
- شبی چون روزهایمان
- خانم دکترش عین فحش بود
- داستان قدیمی
- عقل که نباشه دنده در عذابه
- پایان سفر
- آبشار پونه زار
- به سمت آبشار
- فریدون شهر
- بازم خوانسار
- خوانسار
- جاده های من
- شب قطار تهران - اصفهان
- زنده و کبود
- زنده و کبود
- روز دانششششششششششش آموز مبارک
- رسام
- تازه انتظار داره من نخندم
- آدمها آدمها
-
▼
July
(31)
- آبروبَر
- همه راهها به رم ختم می شود
- هرودت 1336 ص 178-9
- دیوونه ان همه دوستای من
- دنیای ما
- فکر کن
- امروز تو یه کتابی خوندم
- شرطی شده طفلک
- پارادوکس ده ساله
- عشق بدون مرز
- راه حل
- مثال!!!!
- آدرس اشتباهی
- اسماعیل فصیح
- ووی روتون سیا
- امداد فوری
- مکانش درسته اما زمانش...
- شنبه
- کشتن بدون ترحم
- انتخابهای حیاتی
- جبران مافات
- هارد اکسترنال
- خاشاک پررو
- جوگیر
- امیره دیگه
- جوجه اردک عزیز من
- این روزها
- روح جوان
- بازگشت گیس طلا
- عجله
- رویای تلخ
-
◄
December
(20)
Blog Archive
About Me
Theme by Function
© 2008 گیس طِلا Bloggerized by Falcon Hive.com
This template is brought to you by : allblogtools.com Blogger Templates
This template is brought to you by : allblogtools.com Blogger Templates
6 comments:
Gis talaye aziz:
mesle in ke ghafiye khaily be tang amade ast.
الهی کشته نشی دختر . خوب اومدی .کلی خندیدم .... حالا خوندن بعضی کامنت ها هم عالمی داره .
هم اکنون خندیدیم!!!
گیس طلای عزیز هر دو هستند. من هم تو گودر میخونمتون و هم توی دوستان لینک کردمتون.
از کامنتتون ممنون
یه جوک دیگه براس تعریف کنید خب ;)
خوشم میاد که همه جوره هستی دخترجان.به به دیگه.
این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .
از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .
و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.
و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.
پسرم
به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن فقط به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .
......................عبدالجبار کاکایی
ارسال يک نظر