۲۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰

یک داستان دردناک


خب من مدتی است که رب می خرم و تمام که می شود مدتها به در و دیوار می چسبانم" خرید رب" بعد بابت بازکردن درش ویا کپک زدنش آزار می بینم و از این ماجراها و امروز در یخچال یک عدد شیشه فوق بزرگ رب دیدم که مدتها پیش خودم سرخ کرده بودم و برای خلاصی از این وضعیت اماده کرده بودم
به تمامی ان رنجهای بیهوده ام فکر کردم و حسرتی جانگداز مرا فرا گرفت

6 comments:

ناشناس گفت...

agr robrto har bar bad az masraf bezari to frizer kapak nemizane aziz jan

taraaaneh گفت...

بعضی ها برای اینکه رب کپک نزنه بعد از هربار مصرف روی رب رو با روغن مایع میپوشونن.

Pardis گفت...

Gistala jan,
man konservhaye kheyli koochik rob migiram ke har kodoom baz mikonam dige ziad namune. omidvaram in ravesh vasat mofid bashe :)

نسيم گفت...

راهش اینه که رب رو بذاری تو فریزر!
همین :)

ناشناس گفت...

يه كار ميگم بكن ولي بايد بعدش واسه مادر شوهر عزيزم يه فاتحه بخوني هر كسي هم كه اين كارو كرد و حال كرد بايد بخونه بر ضمه اش مي ماند ها

در رب را كه وا مي كني ييه مقدار روغن مايع بريز رويش تا سطحش را خوب بپوشونه ديگه كپك نميزنه همين.

روغن مايعتون غلابي نباشه كه توي يخچال تبديل به روغن جامد ميشه.

دختر مریخی گفت...

در رب رو که باز کردی، به اندازهٔ مصرفت بر دار، بعد باقیش رو بریز توی کیسه فریزر، صافش کن و بذار توی فریزر. وقتی‌ یخ زد خیلی‌ راحت خرد می‌شه. هر دفعه یک تکه ازش بکن بنداز توی غذا. دیگه کپکی هم در کار نیست!