۲۲ دی ۱۳۹۲ ه‍.ش.

به خاطر امتداد دوستی

دوستی را بعد از 14 سال دیدم. آخرین باز با کدورت از یکدیگر جدا شده بودیم و حالا به مدد فیس بوک دوباره همدیگر را یافته بودیم

از 4 عصر تا 11 شب  تمام آن چهار سال را به علاوه این 14 سال با سرعت مرور کردیم.  تمام دره های درد  و  قله های شادی که بالا و پایین کرده بودیم ، رنج هایی که از آن گذر کرده بودیم  و به حکایت شیارهای سپید بین موها و خطوط نازیک دور چشم ها ، گوش دادیم

و از سفرهایمان گفتیم که گاه چقدر نزدیک بودیم و نمی دانستیم 

بعد از رفتنش با هرچه تلاش، نتوانستم به یاد بیاورم که چرا از هم جدا شدیم؟ آخر چرا؟

و از آن روز به بعد این حقیقت آزارم می دهد که  اگر در این جدال 14 ساله همدیگر را همچنان داشتیم، شاید کمتر زخم خورده بودیم ، شاید ساده تر تاب می آوردیم ،کمتر درد می کشیدیم

و شادتر بودیم

دلم برای تمام آن لحظاتی که با هم نگذرانیدم می سوزد، تمام اشکهای گریه و  خندهای که از صورت هم نزدودیم، بر چشم هم ننشاندیم، دلم برای  فرصت از دست رفته تمام سفرهایی که با هم نرفتیم می سوزد برای تمام آوازهایی که از او در پای آتش نشنیدم ، تمام دوچرخه هایی که با هم نراندیم ...

همه را گفتم که بگویم

وقتی سرانجام به یاد نخواهید آورد، خب همین حالا فراموشش کنید
.
.
.


‏۵ نظر:

الا گفت...

جمله آخر یعنی همان که منظور اصلی ات بود را متوجه نشدم.
اما مابقی داستان را شدیدا حس میکنم. و دقیقا همین حرفها بین من و خواهرکم زمانی که به دیدنش رفته بودم رد و بدل شد.
من هم دیشب یک آهنگ خارجکی گوش میدادم با همین مضمون تقریبا!
در این ترانه میگفت: من بعد از تو زندگی را زندگی کردم. از جدایی پشیمانم؟ نه ! اما نتوانستم بودن با هم را فراموش کنم و این حس برایم ماند.

giso shirazi گفت...

منظورم فراموش کردن کدورت ها

Narcis گفت...

بعضی وقت ها نمیشه که نمیشه گیس طلا جون! یعنی تو می خوای ولی رفیقت هنوز تو کدورت خودش خوشه یا می خواد ناخوش ادامه بده... زوری هم نیست! یعنی می خوام بگم بعضی رابطه ها شروعشون از آخرشون معلوم میشه...یعنی اگه این رابطه بد تموم شده و هیچ جوری سر بهتر شدن و یا عوض شدن نداره ...پس از اولش هم شاید توهم دوستی بوده و نه یه رابطهء انسانی. بعضی ها هم بیشتر تخیل در دوستی واقعی را به زندگی و تمرین کردن یه دوستی واقعی ترجیح می دن... چه میشه کرد...در دلمو واز کردی دختر :)))

مرد بارانی گفت...

وای از روزی که بفهمی دلیلش سوءتفاهم بوده!

الا گفت...

بنظر من دوستی مثل هر رابطه دیگر در طول زمان رشد میکنه. بر خلاف نظر نارسیس که میگه : بعضی رابطه ها شاید اولش هم توهم دوستی بوده و نه یه رابطه انسانی.
خوب گیرم هم اینطور باشه اماشاید در طول زمان وبا گذر از فراز و نشیب های یک رابطه کم کم به شناخت یکدیگر برسند و دوستی واقعی شکل بگیره.
رابطه دوستی که از جنگها و جدالها و سوءتفاهمات نگذشته باشه که دوستی
نمیشه. یک دوستی واقعی باید اونقدر
توانایی و قدرت داشته باشه که از این پیچ و خم ها بگذره و زنده بمونه.و این مستلزم آگاهانه عمل کردن و گاهی گذشت کردن طرفین قضیه است.حتی با دلخوری و کمی زورکی مدتی سعی برای نگهداریش بشه.
بنظر من اتفاقا یک رابطه دوستی واقعی باید این تنش ها را داشته باشه. نمیشه که تو یک رابطه فقط قربان صدقه و تعریف و تمجید از یکدیگر بشه. فقط دوستهای واقعی میتونن گهگاه بهم تلنگر بزنند و همدیگر رو تصحیح کنند.