پست‌ها

نمایش پست‌ها از March, 2005

تعطيلات

در تعطيلاتي دردناك هستم. همه را از خودم رنجاندم و خودم در احساس تنهاي و بي گانگي دست و پا مي زنم. سالها دوري از خانواده ايا اين چنين مشگكل دارم كرده و يا از ابتدا چنين بوده ام. با اينكه مي دانم در زندگي تنهاي خودم نيز هيچ هديه اي منتظرم نيست. نمي توانم اين بودن در ميان افراد خانواد را نيز تحمل كنم. احساس عذاب وجدان و خشم پنهانم بر عليه كساني كه بايد دوستشان داشته باشم چنان دچار تناقضم مي كند كه ديوانه مي شوم. و اين تراژدي تكراري هرسال و هر سال و هر سال
عيد نا مبارك در استانه سالي نا اميد

خواستگار

عمه دوستم در تلاش بوده که او را راضی کند که ازدواج کند. دوستم هم حسابی او را سر کار گذاشته بود که حالا من چه جوری باید بفهمم که طرف مرد خوبیه؟ عمه گفته بود باید بزنی سر شونه اش اگه از شونه اش خاک بلند شد یعنی مرد زندگییه!!!فقط تصور کنید یک خواستکار خاک الود را...

خواب مرگ

سه نفر تقریبا همزمان در مورد من خواب دیده اند
من با چادری بر سر از عزادری امام حسین می امده و چیزی خیرات می کردم
من از پله ها به پایین هل داده شده و مغز منفجر شده است
من خبر عروسی خود را به اطلاع دیگران رسانده ام
من حقیقتا نگران شده ام فکر می کنید رفتنی ام؟

چهره زیبا

امروز در جلسه ای بودم که فقط من در ان زن بودم به غیر از منشی جلسه که یادداشت می کرد بحث ها را . حالا در پایان جلسه در خانه تنها نشستم و با یاد اوری جلسه تنها احساس خوبی که دارم این است که من زیبا بودم... می دانم مبتذل است اما مرا با این اندیشه بزرگ کرده اید تمام شمایانی که جمله را با: چه دختر خوشگلی اغاز می کنند و چه پسر زشتی و هر دو جمله را تحسین برانگیز می گویند.
من برایم مهم نیست که کار مرا پسندیدند که واقعا پسندیدند مهم این است که چهره مرا بپسندند خجالت اور است؟ نه

جلوی ترک

من ترک نیستم نقل قول از یک ترک می کنم:
در ترکی « گاباختان گلمیش» یک اصطلاح است که معادل فارسی ان این است که «خودتو جلو می اندازی» در وسط دعوا یک ترک به یک فارس این جمله را می گوید اما به صورت ترجمه لغت به لغت.. می گوید: تو جلوتو برآمده می کنی..