مادرك شال زرد معروف مرا بر سر انداخته و از خواهرك مي پرسد
- اي شالو به من مي ياد؟
خواهرك با بي خيالي هميشگي اش
- چه فايده اي داره ؟ تو كه آخر همه اين شالها رو مي گيري مي بندي به كمرت
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر