گیس طِلا
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱۷ تیر ۱۴۰۵
از سفر برگشتمدو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم
طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟
خب فکر کنم هستم
شرط انسان بودن است
زخمی از حرف دیگران
زخمی از حاکمان
زخمی از ان چه که بر من و دنیایم می رود
بله من زخمی ام با اینکه تا قبل از نوشتن کلمه مرهم به ان فکر نکرده بودم!
همسفرم می گفت تو الفایی و همیشه باید حرف حرف تو باشد
علتش این بود که من اجازه نمی دادم از زخمهایش بگویم
چون نمی خواستم بشنوم
می خواستم فقط صدای طبیعت باشد و خنده هایم
این دوست قبلا مرا خیلی می خنداند اما این سفر نه
چون او هم زخمی شده بود
می گفت اجازه بده غر بزنم
و اجازه نمی دادم
می گفتم من با مادری به شدت شاکی از روزگار بزرگ شدم و تمام تلاشم را کردم که شبیه به او نباشم
همیشه دلم می خواست شبیه پدرم باشم مثبت اندیش
امیدوار
حالا می دانم که پدرم هم مانند من می ترسید ما برای دلداری دادن به خودمان غر نمی زنیم
ما می ترسیدم از زخمها بگویم و بیشتر شوند
خوش بینی یک انتخاب طبیعی بود برای زنده ماندن
۹ تیر ۱۴۰۵
۱۷ آبان ۱۳۹۸
اينستاگرام gisoshirazi
۵ آبان ۱۳۹۷
دور زدن تحريمها
سایه های آبی
۱۵ شهریور ۱۳۹۷
عزيز دل حتي دستگاه كارت خوان نداشت
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...