۲۴ مهر ۱۳۸۳

این کودکان بزرگسال

می گوید: من همیشه از اعتماد به نفس اقایون متعجب میشوم. 15 سال است که همدیگر را می شناسیم،7 سال از اولین باری که مرا بوسید می گذرد، در این مدت برای او همه چیز بوده ام؛ دوست، معشوقه، همسر... انوقت در شش ماه گذشته تنها دوبار به دیدنم امده و حالا تماس می گیرد می گوید: فردا همدیگر را ببینیم! می گویم: نه! می پرسد:چرا؟
من چی باید بهش بگم؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...