یک سرباز لر ماشین ارتش را داده بودند دستش،ماشین خراب می شود، در راه می ماند. زمانی که بر می گردد به فرمانده می گوید: چالان چولایی، چس فرسخ، هین دیفرانسیل، زرت
جالب بود امشب یکسال نوشته هات مربوط به سال 2004 تموم شدند . راستی چرا به من سر نزدی تا به حال ؟ نکنه به قول خواهرم مدلت اینجوریه ؟! آره ؟ اشکالی نداره عزیزم . امیدوارم همیشه موفق و شاد و سلامت باشی . از نوشته هات لذت می برم .
۲ نظر:
ali hasti
جالب بود امشب یکسال نوشته هات مربوط به سال 2004 تموم شدند .
راستی چرا به من سر نزدی تا به حال ؟ نکنه به قول خواهرم مدلت اینجوریه ؟! آره ؟ اشکالی نداره عزیزم . امیدوارم همیشه موفق و شاد و سلامت باشی . از نوشته هات لذت می برم .
ارسال یک نظر