پائولو کوئیلو را همیشه خوانده ام با حسی از بیزاری و همیشه هم تحت تاثیر قرار گرفته ام هرچند که چندان اصیل به نظرم نمی رسد ...در واقع اصلا اصیل نیست اما انچه که از آن وام گرفته دراین کپی خودش را نشان می دهد داستانی دارد به نام ورونیکا می خواست بمیرد در این داستان دختر تصمیم می گیرد بمیرد چون می داند که در سالهای اینده چه اتفاقی برایش می افتد و این دور نما از هم اکنون برایش کسل کننده است و می میرد تا مجبور نباشد این مسیر کسالت بار را طی کند او خودکشی می کند اما زنده می ماند و در بیمارستانی که به هوش می اید دکتر به او می گوید که تقریبا موفق به کشتن خود شده چون چنان اسیبی به قلبش زده که به زودی خواهد مرد و ورونیکا خوشحال می شود تا انتها داستان در همین بیسمارستان او به معنای یدیگری از زندگی روبرو ی شود و تصمصم می گیرد اخرین زوه حیاتش را با پسری که در همان اسایشگاه عاشقش شده در بین ادمها بگذراند از اسایشگاه فرار می کند و شبی جذاب را سپری می کند در حالی که صبح نمی میرد چون نمی داند که دکتر به او دروغ گفته و قلب او هیچ مشکلی ندارد ...حرف اخر داستان را دکتر می زند که اشکالی ندارد ورو نیکا از این به بعد هر روز را یک معجزه می داند تا زمانی که بفهمد ماجرا چیست...
داستان زیباست شکی نیست عامه پسند است و غیره ...اما انچه که برای من جذاب است دلایل ورو نیکا برای مرگ است من با این دلایل موافقم ..ما همیشه با امیدی زندگی می کنیم که اگر اتفاق بیفتد تمام سختی ها را معنی می دهد اما اگر رخ نداد چی همه این رنجهای بیهوده چقدرزندگی را تبدیل به مسیری حماقت بار می کند
پدربزرگ می گفت 80 سال را به امید فردا گذراندیم و فردا نرسید
پیرمردی به من می گفت اگر لذت بودن را دریابید ...مشکلی که برایم پیش امده این است که دیگر لذت نمی برم و هنوز می دانم چقدر کارهای لذت بخش در دنیا وجود دارد که همیشه به انجام دادنشان امیدوار بودم پس چرا ادیگر از لذتی ندارد همه این لذتها... بیدار شدن قهوه داغ حمام یک لیوان اب یخ بدمینتون کباب ترکی با دلستر با طعم هلو اب سکس یک مجله فیلم نگار افتاب بارون بخاری صحبتهای بی پایان خاله زنکی تدریس خیاطی توات شستن فیلم اب دادن به گلدانها کتاب دوستا شاگردا هواپیما قطار چیپس و ماست موسیر ...دیگر سیرابم نمی کنند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر