۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

برق رفته بود. نتونستم با کامپیوتر کار کنم. تلوزیون نگاه کنم و چای بخورم، حتی نتونستم غذا درست کنم یا ابرومو بردارم یا برم حموم ...تنها کاری که می شد کرد اون کاری که دیگه از ناچاری انجام دادم ...
زیر نور شمع کتاب خوندم....

۱ نظر:

آرش گفت...

بدم نیست، به آدم احساس ابوعلی سینا دست میده!
ولی از اونم که بگذری
حال میده

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...