وقتی می خوام مشق بنویسم می رم تو اتاقم ومادره تو هال می مونه ...هر از گاهی داد می زنم: عشقک من چطوره ؟ و با وجود تکراری بودن سئوال من ، جوابهای این شاعره متفاوته...الان گفت: خوبه هر چند قدر دخترشو نمی دونه!
نه حقیقتا این جمله منحصر به فرد نیست؟ معمولا مادرها فکر می کنن بچه ها قدرشونو نمی دونن نه بر عکس!!!
حالا داره کتاب کوچه می خونه ...کلا شاملو را خیلی دوست داره و هر از گاهی یکی از ضرب المثل ها را برای من هم می خواند و دو تایی از خنده می ترکیم: مار وقتی پیر می شه، قورباغه کو نش می ذاره....
۵ تیر ۱۳۸۷
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر