۱۶ آبان ۱۳۸۷

آنتروپی

نمی خواهم به تقدیر به خصوص از نوع یونانی اش اعتقاد داشته باشم اما نمی توانم به زمانهایی که دستی از بیرون سرنوشت مرا هدایت می کند فکر نکنم. سالها پیش من با کسی آشنا شدم که هیچ تاثیر مثبتی در زندگی من نداشت و بدون اینکه بداند در این سالها همیشه اثرات منفی بر روح و روان و اعصابم داشت و حالا بعد از این همه سال با پی گیری سرنخها و ماجراها متوجه شدم که همین برخورد در" گذشته" با عث ایجاد یک ماجرای بسیار شیرین و شاد در" حال" من شده است...نمی توانم ونمی خواهم باور کنم که این همه زاییده یک تصادف است

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...