نمی خواهم به تقدیر به خصوص از نوع یونانی اش اعتقاد داشته باشم اما نمی توانم به زمانهایی که دستی از بیرون سرنوشت مرا هدایت می کند فکر نکنم. سالها پیش من با کسی آشنا شدم که هیچ تاثیر مثبتی در زندگی من نداشت و بدون اینکه بداند در این سالها همیشه اثرات منفی بر روح و روان و اعصابم داشت و حالا بعد از این همه سال با پی گیری سرنخها و ماجراها متوجه شدم که همین برخورد در" گذشته" با عث ایجاد یک ماجرای بسیار شیرین و شاد در" حال" من شده است...نمی توانم ونمی خواهم باور کنم که این همه زاییده یک تصادف است
۱۶ آبان ۱۳۸۷
آنتروپی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر