مادرک شمال رفته ماهی بخره . طرف دست کرده تو تشت آب که براش ماهی در بیاره، مادرک داد زده: وویی نه.. نه.. من ای ماهی زنده ها نمی خوام
مرده گفته: باشه بیا از این یکی می دم
مادرک داد زده: نه نه من از ای ماهی مرده ها نمی خوام
مرده گفته: خانم تو اصلا ماهی نمی خوای خودت خبر نداری
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۱۱ نظر:
من یک بار قدیم ها رفته بودم شمال ماهیگیری و چند تا ماهی متوسط گرفتم ولی جمعیت آنقدر زیاد بود که به کسی ماهی نمی رسید. برای همین شروع کردم به مرثیه خوانی و گفتم الان این ماهیها بچه هایشان دارند دنبالشان می گردند و برادر خواهرها و مادرشان هم یک گوشه دارند برای آنها گریه می کنند. وقتی که آن ماهی را گرفتم به من زل زده بود و با جشمانش التماس می کرد که من او را به آب برگردانم ولی من بیرحمانه او را از آب در آوردم. خلاصه اینقدر از این داستانها تعریف کردم که جز چند نفر آدم سنگدل و بیرحم و خودم هیچکش آن ماهی ها را نخورد! :)
vay kheyli ba mazze bood :)
سلام..
من همین امروز خواننده ی اینجا شدم و به طرز عجیبی به دلم نشست...
من عاشق اين مادركم!
پس واقعا مادریت چه ماهی ای می خواست ؟؟؟؟
:)
ee pas nazare man koooooooooo?
گیس طلای عزیز، برای ورود به مرکزی که گفتم باید حامی یک یا چند بچه باشی، معمولا حامی ها از شیرخوارگاه مشخص میشن (برای مورد من آمنه بود)، شاید هم بشه بعنوان داوطلب برای کمک به امور تحصیلی، فرهنگی و یا نگهداری بچه ها اونجا فعالیت کرد. بهر حال سر راست ترین جایی که همه می شناسن شیرخوارگاه آمنه ست. بچه ها بعد از هفت سالگی به مراکز مختلف منتقل می شن که یکیش همین مرکز قدوسیه تو نیاورون. پایین تر از سه راه یاسر، (جنب سوپر گل سنگ) خیابان تبریزی. اونجا از هرکی بپرسی بهت نشون میده. اگه باز هم سوالی داشتی حتما بپرس.
راستی اگه قبول کنن که مثلا با بچه ها نقاشی یا هر هنر دیگه ای کار کنی عالی میشه، چون واقعا به چنین فعالیت هایی نیازمندن و یه جورایی همشون دارن هدر میرن.
گیس طلا جان، اگر دیدی لازمه بگو تا سفارش کنم.
چه مادرک دل نازکی
مادر رو خیلی دوست دارم
مادرك رفته بوده شمال بره لب دريا، ماهي بهونه اس
ارسال یک نظر