خوبی ..بدی..دیدید...ندیدید

خب همانطورکه انتظار می رفت قسمت شیرازی پیروز شد و من امروز صبح زود نرفتم راه آهن. اما به همت دوستان، راه آهن داره می یاد اینجا و من ساعت ده امشب رفتنی ام.

با تشکر از حمید62

نظرات

ميثم گفت…
از اين بي حالي و تنبليت معلومه كه قرار نيست سوغاتي بياري من نمي دونم به كدوم قسمت وجودت مي خواي گوش بدي فقط از سفر كه برگشتي من عكس مي خوام همين.
کیقباد گفت…
یادتون رفت بگید کاری ؟ باری ؟
‏فرشاد گفت…
خوش بگذره
‏مژگان گفت…
گيس طلا جان
چند ماهي هست كه هر روز اينجا رو مي‌خونم. با نوشته‌هات و سفرنامه‌هات كلي حال مي‌كنم. حتي اون هفته‌اي كه رفته بودي تركيه كلي دلم برات تنگ شده بود. نسبت به مادرك هم حس جالبي دارم.
اميدورام سفر بهت خوش بگذره و با دست پر (سفرنامه و عكس) برگردي.
به قول شیرازی ها ! کاری رو که میشه پس فردا انجام داد چرا فرداانجام بدیم!
با درایت خودت به لهجه شیرین شیرازی بخون..:)
‏مهسا گفت…
گیس طلا جون سفر بی خطر
نگفتی کی برمیگردی؟
zendegi گفت…
ای کوفتت بشه:) من از ساعت 6 صبح راه آهن بودن و هر وقت می گفت گرگان نداریم یاد تو می افتادم
پرشکوه گفت…
چی شد ! کجا میری خانومی؟
‏غریب آشنا گفت…
سفر به سلامت کاکو
‏غریب آشنا گفت…
سفربه سلامت کاکو !!
‏تی تی گفت…
خواهش می کنم "مرد" تان را اینقدر جدی نگیرید. ..
نمی توانید؟
حداقل به همان اندازه جدیش بگیرید که خودتان را
عزیزم خودمون رو که همیشه و در هر شرایطی بایستی جدی بگیریم. این که اصولاً اصل است . اما در مورد جدی گرفتن آقامون > مسئله اینه که خودش چقد جدیه ما هم به همون اندازه که هست جدیش بگیریم :)
hooman گفت…
زود بیاین دیگه، حوصلمون سر رفت، منتظر سفرنامه ایم.......
واقعا شد خوبی.. بدی... دیدید... ندیدید...
اونجا که رفتی اینترنت نداره؟
ساراخانم گفت…
به سلامت خوش باشيى

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه