حرف حساب

چرا ازدواج نمیکنی؟
دوست دارم شبها تنها باشم
خب با یه پلیس ازدواج کن
چرا؟
چرا؟چون شبا که ما می خوابیم... آقا پلیسه بیداره....اینو صبحها براش بخون البته ...تازه می تونی ماشین مجانی از نیروی انتظامی بگیری واسه فیلمات

نظرات

yek zan adi گفت…
inam az masarefe police=))
ریحانه گفت…
یک فیلمنامه را اگر بخواهی به کارگردانان بدهی بخوانند باید کجا بروی؟
احسان گفت…
برو شوی می‌کن، مگو چیست شوی
که سرمایه‌ی جاودانی است شوی
به ترشیده دانا نگر تا چه گفت
به دوشیزگان چون همی خواست خفت
که : « بی اف خود را بدارید دوست
که گنجی ز پیشینیان اندر اوست
من آن را ندانستم اندر کجاست
پژوهیدن و یافتن با شماست
چو شد مهر مه، کارگه برکنید
ز شهر و ز ده همه زیر و بالا کنید
نمانید ناکنده جایی ز باغ
بگیرید از آن گنج هر جا سراغ
طرف مرد و نسوان به امید گنج
به کاویدن شوی بردند رنج
به گاوآهن و بیل کندند زود
هم اینجا، هم آنجا و هرجا که بود
قضا را در آن سال، قحطی شوی
به گیتی فتادی به هر شهر و کوی
نشد شوی پیدا و کلا همه
بگفتند "لابد لولو برد ممه"
نگشتند هیچیک ز شویی سراغ
ازیرا نبودند یکدم به باغ
Qasem گفت…
بازم امان از دست شما بچه مثبتها.

چرا با یه دزد ازدواج نکنی٫ که اگه ازت پرسیدن نونت نبود٫ آبت نبود٫ ازدواج کردنت برا چی بود؟ بگی دزد بود منو دزدید. بعد دزد هم شبا بره دزدی

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه