توصیه های گیس طلایی

- جملاتشان را به "نه" شروع می کنن. مثلا من میگویم: "یه مقاله تو سایت روانشناسی خوندم که میزان لبخند خانمها در روز بیشتر از آقایونه" و اونا می گن:"نه" اتفاقا من مردهای زیادی دیدم که نیششون همیشه بازه "
- زمانی که من نقل قول می کنم به گوینده فحش می دهند. مثلا من می گویم:"نویسنده مقاله گفته بوده که ... "اونا می گن:" دروغ می گه مرتیکه مادر فلان. ..."
- وقتی سوتی های خنده دارم را تعریف می کنم به من تذکر انضباطی، اخلاقی ...می دهند. مثلا من می گم: "بعد من تا پایین پله لیز خوردم.. "و آنها می گن: "خب اشتباه از خودت بود نباید می اومدی لبه "
- در حال راهنمایی مدام هستند و جملاتشان با "شما باید " "شما بهتره"..شروع می شود
با قسمت والد شخصیتشون صحبت می کنند . والدی که تحمل شیطنتهای کودک درون را ندارد و عصبانی می شود و تذکر می دهد وراهنمایی می کند و فکر می کند که جواب تمام سئوالات را می داند.
نباید وارد بازی شان شد، باید بالغ را به کار انداخت و در جواب تمامی آمادگی های آنان برای ادامه( مباحثه)(مجادله)(گفتگو) با لبخند ساکت شد و به چشمانشان نگاه کرد و لذت برد از اینکه نمی توانند این احساس عقل کل بودنشان را ارضا کنند.

.

.

کلا از این آدمها دوری کنید، بیماریشون به شدت مسریه

نظرات

‏ناشناس گفت…
باید بیشتر مواظب حرف زدن ات باشی. هنوز خیلی چیزاست که باید از زندگی یاد بگیری. (!)
‏نگار ایرانی گفت…
در مقابل اونایی که همش میخوان پز بدن چیکار میشه کرد. یعنی مثل بچه ها بازی «مال من بهتره»میکنن باهات.گیس طلا جون یه نسخه هم برا اونا بده تو رو خدا.
‏نگار ایرانی گفت…
در مقابل اونایی که همش میخوان پز بدن چیکار میشه کرد. یعنی مثل بچه ها بازی «مال من بهتره»میکنن باهات.گیس طلا جون یه نسخه هم برا اونا بده تو رو خدا.
MILAD گفت…
اینم هست: یه چیزی رو میگن و بعدا ثابت میشه اشتباه بوده اما نمیتونی بهشون ثابت کنی که اشتباه میکنن و درنتیجه نباید اثبات کنی. همون لبخند رو پوزخند کنی خیلی حال میده...
‏jishOo گفت…
عالی بود!!!!!!!!!!!
‏نوشا گفت…
خیلی خوب بود....تصمیم گرفته ام چند بار این نوشته ات رو در روز بخونم...اولین چیزی که بعد از خوندن این پستت به ذهنم رسید این بود که وای آیا من هم اینطوری ام؟
‏هاسمیک گفت…
ای کاش اینارو پارسال می خوندم و وارد بازی یه همچین آدمی نمی شدم چون آخرش بدجوری دلم شکست و یه ساله داغش رو دلمه. اینجور آدمارو باید بحال خودشون گذاشت فقط همین.
ebi888899 گفت…
چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…روز تو!روزی که تو آغاز شدی!

تولد مبارک
nina گفت…
خیلی چیز های دیگه هم هست که از قلم افتاده
Soormeh گفت…
به طور موقت مجبورم با همچین آدمی زندگی کنم. حرفت خیلی درسته اما در عین حال اجرا کردنش آسون نیست
‏حوا سپید گفت…
تازه وقتی بچه دار میشی همه دیگه احساس میکنن باید بهت یاد بدن چطوری بچه داری کنی . قدیمیهاش هم هی میگن مگه ما چطور بچه بزرگ میکردیم .خیلی دلم میخواد یه پست راجع به اینها بنویسم
‏اثر پرواته اي گفت…
اين جور آدما دوروبر من خيلي زيادن يعني يه جورايي دارم باهاشون زندگي مي كنم واقعا بهترين راه فقط لبخند زدنه من همه راه ها رو امتحان كردم.
‏اثر پروانه اي گفت…
ادامه نظر بالا: هرچند اينجوري در نظر اونا احمق به نظر مي رسي
‏ناشناس گفت…
"نه" اتفاقا اصلا مسری نیست :)

سارا

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠