از بين تمام صفات انساني از انفعال بيش از همه بدم مي آيد.


دانشجو هنگام ‍ژوژمان كارهاي بسيار ضعيفي برايم آورد. طبعا بايد نمره اي زير صفر به او مي دادم. براي اينكه كمكش كنم. نمره اي ندادم و گفتم كه با يك گواهي پزشكي درس را حذف كند.
از اين ماجرا شش ماهي گذشته ، دانشجو زنگ زده كه استاد چون شما به من نمره ندادي آموزش داره به من صفر مي ده
معلوم شد كه گواهي نياورده درس هم حذف نشده طبعا نمره اي هم موجود نيست.

نظرات

‏هدي گفت…
چرا از انفعال بدت مياد؟ هيچ كس منفعل به دنيا نمياد. زندگي نظر همه رو در مورد تلاش و انفعال ميسازه. سر به سر آدم هايي كه از پس قوانين دست ساز زندگي بر نميان نگذار. گناه دارند. و حماقت خطر ناكي هم دارند.
Ali گفت…
گیس طلای عزیز:
از سعه صدر شما ( عذر میخوام فارسیش به ذهنم نمیاد ) تشکر میکنم و اینکه کماکان به نوشتن وبلاگتان ادامه دادید.
از طرز نوشتنتون لذت میبرم. مواجهه با آدم منفعل واقعا آدمو کلافه میکنه. در ضمن من یک ایمیل باهال با موضوع تست خوانندگی داشتم خواستم براتون بفرستم که نشد ... ایمیلتون اینی که تو وب گفتید نیست؟
آیدا گفت…
راستش خیلی برام سخته.بقیه شاید بهم بگن خر خون.نمی دونم.اما کل ترم درس می خونم.کار می کنم و خونه داری.شب امتحان هم هم درس می خونم هم استرس دارم.بعد می بینم استاد به نقد من که خودم رو واسش کشته بودم با یه تحقیق کپی شده از روی اینترنت یه نمره میده.یا نمایشنامه من رو با نمایشنامه کسی که پول داده براش نوشتن رو تو یه سطح قرار میده.ایکاش همه استادها مثل شما بودند.
Soormeh گفت…
انفعال برای آدم منععل هم گاهی کشنده است. گاهی خودمون رو به در و دیوار می کوبیم تا بی حوصله نباشیم تا به خودمون انگیزه بدیم اما نتیجه همیشه دلخواه نیست. شاید چون افسرده ایم یا دلیلی برای فعال بودن پیدا نمی کنیم وگرنه فکر نکنم آدما منفعل بودن و دوست داشته باشن یا قسمت طبیعیه زندگیشون باشه
Soormeh گفت…
راستی آیدا خیلی درست میگه. الان ما یه استادی داریم که به نظر دانشجوها برگه تصحیح نمیکنه. برای امتحانش اصلن انگیزه ی خوندن نداریم چون خودمون و خفه هم که بکنیم نمره مون از قبل معلومه. خدا زیادت کنه گیس طلا جان
lexic گفت…
آخه گیس طلا!برای هر کسی پیش میاد که یه بار نتونه کارشو به ژوژمان برسونه.این که انفعال نیست.یعنی یه ترم اومدن و رفتنش رو نادیده گرفتی؟چه خوب میشد اگه فرصت میدای که بره کارو کامل کنه و بیاره.
Narcis گفت…
خیلی بد کاری کردی ادای استادها رو درآوردی! دلش می خواد درس نخونه تو هم نمی تونی با اینکارا اونو مجبور کنی. شایدم اصلا با کلاست حال نکرده که براش زحمت نکشیده. به هرحال ولشون کن بیچاره ها رو یه 10 بده پاس بشه و پول بی زبون و حروم نکنه!
درس عبرت: من یه استادی داشتم به اسم بنی اردلان. استاد فلسفه بود. همون روز اول گفت: از حالا بگم که حاضر غایب نمی کنم و همه تون حداقل با نمرهء 11 پاس میشین. اگه هم دلتون خواست بیان سرکلاسم و یه کار تحقیقی هم بدین تا نمرهء بهتری بگیرین.
نتیجه اخلاقی:
هر روز کلاسش شلوغ تر و شلوغ تر می شد و هیچکی هم کمتر از نمرهء 15 نگرفت!!!
‏نوشا گفت…
فکر کنم بعضی ها منظور این پستت رو نگرفته اند!
‏ناشناس گفت…
از شما شیرازی هابعیده:))
به اینام میگن دانشجو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز بیا در حقشون خوبی کن....والاااااااااااااا
‏كيقباد گفت…
مث اينكه ترتر دامن شما هم گرفت .
دامن وبلاگتون البته !

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠