پایان جهان در اساطیر ایران باستان

در آخرین دوران تجلیات ترس و قدرت شر، دیوان ژولیده مو به ایران می تازند که نتیجه آن نابودی کامل زندگی منظم در این سرزمین است.
در پایان این دوران که انواع بلایا بر زمین فرود می آیند سرانجام بارش ستارگان در آسمان پیدا می شود که نشانه تولد شاهزاده پارسایی است که بر لشکر شر پیروز می شود.
با آمدن آخرین منجی، سوشیانس، پیروزی کامل خیر فرا می رسد.
بیماری، مرگ ،شکنجه و آزار از زمین رخ برمی بندد.
گیاهان دائما شکوفا خواهند بود و آدمی تنها غذای معنوی خواهد خورد.
پیش از دوران پایانی وداوری واپسین همه انسانها باید از میان رودخانه ای از فلز گداخته عبور کنند تا در پاکی کامل قرار گیرند.
هدیه جاودانگی زمانی اعطا می شود که سوشیانس در نقش موبد قربانی نهایی را انجام می دهد.
و هوم سفید اکسیر جاودانگی تهیه خواهد شد.
فلز گداخته که بر سطح زمین جاریست به دوزخ فرو خواهد ریخت
و تعفن و پلیدی را به خود خواهد برد.
اهریمن در زمین محبوس و خواهد مرد.
و اراده خدا که همانا خیر مطلق است بر نظام آفرینش حاکم خواهد شد.
منبع:
http://www.iranvij.ir/forum/211576-post5.html

نظرات

بهروز گفت…
متن کاملي هم داره اين يادداشت ؟ از منبع خاصيه ؟
‏sherry گفت…
گیس طلا جان با وجود علاقه ی وافری که بهت دارم خانم استاد ولی با عرض شرمندگی در مورد مطلب رادیاتورهای زیر پنجره می خوام بهت بگم عزیزم مجبوری نیستی راجع به هر موضوعی نظر بدهی جانم، عمرا فکر کنیم لالی یا انگشتت شکسته خدایی نکرده. این یک کار مهندسی است که در سراسر دنیا انجام میشه و جوابشم خیلی ساده تر از آن است که یک غیرفنی نتونه متوجه بشه.
موفق باشی
ولنتاینتون سبزتر از بهار
‏sherry گفت…
راستی این مطلبت عالی بود خانم دکتر. لذت بردم

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه