۴ اردیبهشت ۱۳۹۰

گیج از عطر اقاقی


تهران امروزدخترکی سبزپوش و باران خورده بود، عطر آلود و رنگین

۱۱ نظر:

صبور گفت...

سلام
مطمئنی منظورت غمگین نبوده؟

MiM.HosSeiN گفت...

نمي​دونم اون بالاييد يا پايين پيش ما.
طرف ما همچنان مثل هميشه گه گرفتس.
فقط يه ذره رنگش اين روزا لجني شده.

دارا گفت...

لپشو بکشین از طرف من . لطفا!

کچلک گفت...

نفس کشیدی حسابی تو اون هوا یا نه؟
از اون نفسهای غم بر باد دهنده

ناشناس گفت...

از سر تکلیف نوشتی این پست رو ؟
خیلی آبکی بود .

گیس طلا گفت...

دوستان من شرمنده ام که دنیا را زیباتر از شما می بینم و می دونم تریپ افسردگیه الان مُده اما می بینم دیگه کاریش نمی شده کرد
ناشناس عزیز شما هم چشات ابکی می بینه :)

پري گفت...

سلام يك كامنت بي ربط: ميتوني يه سايت ترجمه آنلاين كه ترجمه هاش قابل اعتماد باشه معرفي كني؟ مرسي

گیس طلا گفت...

دوستان به پری کمک کنم ما که تعطیلیم

Dara گفت...

google translate :P

پري گفت...

google translate خوب ترجمه نميكنه همش غلط غلوطه ديگه بلد نيستين؟

ناشناس گفت...

من همونم که نوشتم " از سر تکلیف نوشتی این پست رو " . راستش به جوابت که فکر کردم دیدم حق با تو بود یعنی تا اون جا حرفت درست بود که گفتی دنیا رو زیباتر از ما میبینی . البته من این پست رو با پست های قبلیت مقایسه کردم و گفتم " این " پست رو نه "همه" پست هارو . قبلی ها خلاق تر بود . به هر حال ممنون و به انتظار روزهای خلاق تر و " زیباتر " . با غمت غمگینیم و با شادیت شادیم .

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...