این چند روز که مادرک اومده، هر وقت وارد خونه می شم،انگار اولین باره منو می بینه، بلند می شه میاد جلو ماچم می کنه و می گه :الهی قربونت برم دلم برات تنگ شده بود.
امروز وارد شدم هیچکدوم از این کارو نکرد و روی مبل نشسته با کلی افاده به من نگاه می کنه
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
۱ نظر:
Asheghesham,khoda hefzesh koneh.
ارسال یک نظر