این چند روز که مادرک اومده، هر وقت وارد خونه می شم،انگار اولین باره منو می بینه، بلند می شه میاد جلو ماچم می کنه و می گه :الهی قربونت برم دلم برات تنگ شده بود.
امروز وارد شدم هیچکدوم از این کارو نکرد و روی مبل نشسته با کلی افاده به من نگاه می کنه
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
۱ نظر:
Asheghesham,khoda hefzesh koneh.
ارسال یک نظر