شرح عکسهای تحویل سال:
خواهرک از حمام بیرون دویده و با ملافه و حوله سر سفره نشست و با موهای خیس شبیه اون زن قاتله تو فیلم حلقه شده بود
بابایی شلوارش را گم کرده بود و با زیرشلواری سر سفره نشست در حالی که دستهایش را به طرز آبروبری جلوش گرفته که مثلا زیرشلواری دیده نشه
مادرک یا تمام مدت داره با لپ تاپ حرف می زنه یا وحشتزده است که ارتباطش با آبجی ها در اوو قطع شده است
من پایم به لبه در گیر کرده و با انگشت خونین سر سفره نشسته ام و لبخند دردناکی روی لب دارم
.
.
.
چه سالی شود امسال .....
۴ نظر:
عکسی دیده نمیشه!
منم که !!!! تو عکس پیداست که دارم از یه چیز نامرئی زجر می کشم... درست یک ثانیه بعد از سال تحویل به مدت دو ساعت مسیر تخت - توالت را پیمودم، بالا می آوردم: تمر هندی، برنج، میگو، دال عدس، سبزی پلو، ماهی، کرنبری سس، نون خامه ای، شراب قرمز، ویسکی، آجیل، سمنو و ... از پر خوری نبودها !!! سردیم شده بود :)))
سلام گیس طلا جون
سال نو مبارک
حتما سال خوبی خواهد بود :)
براتون بهترین ها رو آرزو دارم
باران
عیدت مبارک گیسو جان .
ارسال یک نظر