خداییش همه از رو رفته بودیم

آمفی تئاتر فرهنگسرا را مدرسه ای برای جشن تکلیف دخترانش اجاره کرده بود
دخترها با چادرهای گل گلی از روی فرش قرمر وارد سالن می شدند و
فیلمبردار از دخترها می خواست در پایان  این مسیر به دوربین نگاه کنند
دختری فلج اطفالی با کمک خواهر بزرگش وارد فرش قرمز شد که متوجه ماجرای فیلمبردار شد
بعد از آن دختر تصمیم گرفت که مسیر رسیدن تا دوربین را به تنهایی قدم بردارد
خواهرش پشت او نشست تا در دوربین دیده نشود و در صورت افتادن او را بگیرد
اما دختر راضی نبود ، می خواست فقط خودش روی فرش قرمز باشد
آنقدر زمین خورد و  لی لی کرد و زمین خورد و کج کج رفت و  زمین خورد
و فقط توانست دو قدم بدون کمک بردارد
تنها زمانی دست از زمین خوردن برداشت که فیلمبردار به او اطمینان داد که همان دو قدم برای تدوین بخش او در فیلم کافی است

نظرات

niloofar گفت…
بابا عجب رووووحیه و انگیزه ای!! امیدوارم همیشه قوی باشه!<3
نه مثه من زر زرو...
تا مامانم مریض میشه کارم میشه گریه زاری! اه اه
الانم به عششششق وجود گیس طلاییت اومدم خونت دلم باز شه.
هی به خودم میگم گیس طلا گفته غصه خوردن نداره نداره نداره!
‏ناشناس گفت…
سلام گیسو جان
می خوام برم شهرتون:))
جاهای معروف هر شهری رو که همه می شناسن و می رن.
میخواستم ازت تا چند جا از طبیعت(تو خود شیراز یا حوالی اش) رو که قشنگ هست و برای ملت همیشه در صحنه کمتر آشناست بهم معرفی کنی تا برم.
هیچ اثری هم از خودم بجا نمی زارم.
بهار گفت…
دلم از خودم گرفت..بسکه نشستم و به جون عالم و آدم غر میزنم..و ناشکرم...اینجور وقتاست که آدم یادش میوفته تموم زندگیش...خداجون شکرم..داره
Baroon گفت…
سالهاست بلاگت رو میخونم اما کامنت نمیگذارم. این نوشته ات نگذاشت !
دلم نسوخت.. جیگرم آتیش گرفت. خدا یارش باشه. همون خدایی که با اون عظمتش وقتی انسان رو آفرید به خودش گفت باریکلا " و تبارک الله احسن الخالقین"

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه