۱۸ تیر ۱۳۹۲

14 سال پیش در چنین روزی

غروبش رفتم دفتر امیر
بچه ها یک یک اومدن
لت و پار
امیر سه تار می زد
همه درسکوت
و من به درخت  بزرگ و کهنسال پشت پنجره  نگاه می کردم که به طرز هولناکی در تاریکی فرو  می رفت


۱ نظر:

inanna گفت...

Avalin sali bood ke man daneshgah raftam va bad on etefagh oftad..hanooz shalagh, sedaye golole va khone pesari ke joloye man oftadan zamin, va man e panic ke hamkelasim keshon keshon man ro mikeshid ke dar aman bemonam......

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...