عادیه اینجور گفتگو ها بین مستاجر و صابخونه؟ یا چون دوره آخر الزمانه نباید تعجب کرد؟


پیرمرد صابخونه غمگین و شرمنده  که پسراش اجاره را زیاد کردن و  من دارم می رم
من دارم بهش دلداری می دم که غصه نخور.. خدا بزرگه ...بدون خونه نمی مونم 

نظرات

‏ناشناس گفت…
آقای نوری یه ترانه دارند که شعرش از منزوی هست. میخونند>

دلم از اون دلای قدیمیه، ازون دلاست.

که میخواد عاشق که شد، پا روی دنیا بزاره.

اینو یادش بدین خانم طلا که واستون بخونه. با صدای بلند. پشت پنجره.
شاید پسراش شنیدن. افاقه کرد.
سعید گفت…
سلام به شما و خوانندگان
یک پیکان نوستالژیک دارم که داخلش و چعبه اش پر است از کتاب.کتابهای خاص ، کمیاب و نایاب(کهنه و نو) .همه از آب گذشته.حتی عامع پسنداش هم مورد تایید عده ای کتابخون حرفه ای هستند چه برسه به کتابهای خواندنی و عمیقش.
بصورت سیار می چرخیم و هر جا ، جا دیدیم و چشم ماموران سد معبر را دور ، کتابها را روی کاپوت جلو و جعبه عقب و دور تا دور سقف و باربند می چینیم.دل نازکی هم داریم که به تقاضاهای تخفیف نه نمی توانیم بگوییم.البته در حد معقولش.
به رفتارهای اجتماعی مردم هم علاقه مندیم.برای همین برخوردهایشان با مقوله کتاب را به زبانی نزدیک به طنز ، در همین وبلاگ وهمچنین در پیجی در فیس بوک می نویسیم.(صفحه ای به نام کتابفروشی سیار سعید)
سفارش کتاب می پذیریم.کتابهایی هستند که به جرات میگویم منحصربفرد هستند و در دست ما هستند چون ما به خونه ها می ریم برای خرید کتاب ؛ این جور کتابهای تک و ویژه هم گیرمان می آید.
لیست کتابها را تا جایی که ممکن بوده در یکی دوتا از پستها نوشته ام.ولی نه همه ی آنها را ،ولی با مطالعه همینها دستتان می آید که چه مدل کتابهایی را عرضه می کنم.تقریبا همه ی کتابهایی که دستفروش ها و نایاب فروشی های انقلاب دارند را دارم.
کتابخانه شخصی شما را هم به قیمتی که نه سیخ بسوزد و نه کباب می خریم.
در تهران کتابها را یا به پیک می دهیم یا خودمان می آوریم خدمتتان(اگر از سه جلد بیشتر بخواهید) یا خودتان می آیید می برید یا هر مدل دیگه ای که بخواهید.شهرستانها هم با پست یا اتوبوس یا تی پاکس (البته با پرداخت هزینه)
اگر کتاب هم نمی خرید قول می دهم مطالب وبلاگ برایتان جدابیت خواهد داشت.
حرف ناگفته ای نمانده بجز اینکه منتطرتان هستیم با افتخار
http://kohneketab.blogfa.com/
با تشکر: سعید مسعود
‏hamidreza گفت…
خانوم دکتر سلام.ببخشید سمت نارمک تشریف نمیارین همسایه ما بشوید؟
‏hamidreza گفت…
خانوم دکتر سلام.ببخشید سمت نارمک تشریف نمیارین همسایه ما بشوید؟

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا