خواهرک به من گفت که می یاد خونه ام و منم بهش گفتم که با رها هماهنگ کنیم که کلید رابه دستت برسونه
خب خواهرک هم اومد و پشت در موند و رها که از ماجرا خبردار شده با حیرت به من زنگ زده میگه
نظرت چیه منهم در جریان تصمیماتون بذارید
.
.
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر