و مادرک پشت تلفن می گه: یعنی می شه من اون موقع زنده باشم که درو براشون باز کنم؟

مادر دوقلوها دعوایشان کرده است و آنها هم شاکی به سمت در رفته اند و در جواب اینکه کجا می روند  گفتند که  به خانه خاله عزی می روند(یعنی همون مادرک من و عزی هم مخفف عزیز است احتمالا)
مادرشان به مادرم می گویم: می دونستم  15 سال دیگه واسه قهر می یان پیش تو  ولی الان زود نبود؟!!!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠