۱۱ بهمن ۱۳۹۲

افجه ، هنزک، آبنیک ، برگ جهان،ناران

برفی که تو اولین رد پایش هستی
چلچراغهای یخی آویزان از درختان 
حریر مهی که بر زمین های خیس آفتابخورده می چرخید
گرمای گونه هایت در نسیمی که در خود دانه های سرد داشت
دیزی و چایی و  جاده ها 
 جاده ها جاده ها جاده ها 




۱ نظر:

299 گفت...

دوست داشتنی بود هواش ...

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...