همکار خاله ام با اشک و زاری با او درد و دل می کرده که فرزندش در مهدکودک کلمه کافداری یاد گرفته و هرچه می کند از دهان کودک نمی افتد تا این حد که رفته شاهچراغ نذر کرده که کودک کلمه را فراموش کند
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر