۵ بهمن ۱۳۹۲

حتما باید دستفروشی روی ریل قطار دو نیمه شود تا مامور با دستفروش چنین مهربان شود؟

زن دستفروش مترو سر از در واگن بیرون کرد و با نگرانی اطراف را نگاه کرد، مرد مسئول انتظامات با سر اشاره کرد که خطری نیست و می تواند بیرون بیاید، زن با کیسه بزرگش رفت روی صندلی انتظار نشست تا قطار بعدی را سوار شود

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...