آبی بزرگ

صبح از خواب بیدار شدم و با همان کیسه خواب خودم را کشاندم دم پنجره و پرده را کنار زدم. جیغ نزدم اما چنان خنده ای کردم که هر سه تای شان کورمال کورمال بیدار شدند و به پشت پنجره آمدند
بعد ما بودیم وسکوت و منظره 



همیشه به رها می گویم که من در برخورد با مناظر زیبا خوش شانسم اما هیچ وقت فکر نمی کردم که شب را در اتاقی بگذارنم که پنجره اش رو  به این آبی بزرگ باشد.


نظرات

محمودی گفت…
بابا تو چرا با روتیت مخالفی؟
‏ناشناس گفت…
cheshmam chap shod khastam aks e dovom ro bebinam!! yek dokme hast be esme rotate!!
‏siamac گفت…
والا اینی که توعکس اول میبینم سبز بزرگه.
آلودگی صوتی هم ایجاد نکنین تو دامن طبیعت!

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠