خلاصه دورهمی خوش میگذره

یک فیلسوفی بود ، گمونم نیچه؛ می گفت وقتی کسی می میره ما از اینکه دیگه توسط اون "مشاهده " نمی شیم ، غمزده و دردمند هستیم. می گفت که بالاترین انگیزه برای هر کنشی در آدمی همین "دیده شدن" است.
نتیجه گیری اخلاقی اینکه 
درسته که من با نوشته هایم به شما لذت می دم اما باور کنید که لذت دیده شدن و مشاهده از طرف شما یکی از مهمترین دلایل  این نوشتن هاست.

نظرات

Adel Soroush گفت…
اشاره ی درستیه. ممنون از این صداقت :)
‏رهگذر گفت…
خب ما هم واسه همین نظر و کامنت و اینها میدیم :)) لذت ببری...دیده بشیم... ;)
Nasrin Sama گفت…
دوست خوبم
خوندن نوشته هاتون و دیدن عکسهای روح نوازتون مطمئنا زندگیم رو زیباتر کرده.
خوب خاموش بودم تا الان ببخشید چون مطالبتون رو با فیدر می دیدم و لذت می بردم بعد از این برای خودم واجب میدونم که بیام کامنت بذارم :)
‏الا گفت…
چه خوب شد این رو گفتی. این اواخر من شدیدا در حال مبارزه با خودم بودم که اینقدر وسط نپرم مثل خروس بی محل و قوقولی قوقو سر ندهم.
حقیقتا فکر میکردم و میکنم که شدیدا آزار دهنده هستم.
حالا سعی میکنم در مورد خودم یک کم نرمال تر یا متعادل تر فکر کنم.
giso shirazi گفت…
الا جان شما و بقیه خواننده های من
وبلاگ بدون کامنت چیز زیادی کم دارد
پس بخوان
‏ناشناس گفت…
به ما که همیشه خوش میگذره :)
همیشه از مطالب زیباتون لذت میبریم :)
پایدار باشید
‏الا گفت…
گیسو جان
من کاملا با تو موافقم. و معتقدم که اگر نظری داری خوب است که آن را بگویی. خود من عاشق کامنت خوانی هستم. با نقطه نظر ها و دید های مختلف در مورد یک موضوع آشنا میشم.
منظورم از کامنت اول این بود:
من اینجا خیلی کامنت میگذارم. بعضی اوقات تنهای تنها بیشتر از خود تو اینجا نطق میکنم. و هیچکس دیگر به جز من کامنت نمی گذاره. کم کم این احساس بهم دست داد چقدر حرف میزنی چقدر خودنمایی میکنی چقدر دانای کل شدی. و حس کردم که خب یک کم خودتو نگاه کن شاید مرزها را باید کمی تغییر بدهی. خلاصه اینکه خلوت بودن کامنتدونی و متکلم وحده بودن من به شک ام انداخت که اشکال از من است.
giso shirazi گفت…
اخ الا جان زودتر می گفتی
اخه این وبلاگ در ایران فیلتره
به همین علت همه در اون یکی, وبلاگ کامنت میگذارند
بیا اون طرف باارامش کامنت بذار
gistela.blogfa.com
‏ناشناس گفت…
از طرف خوانندگان old reader ای :
*در حال بالا پایین پریدن*
ما هم! ما هم!
H.M گفت…
من عاشق وبلاگتونم گیس طلا جون
خیلی وقته می خونمش ولی هم تنبلی مانع نظر دادنه هم اینکه چند باری که خواستم نظر بذارم با موانع عجیبی روبرو شدم! عجیبا غریبا که الان اینقدر راحت می تونم نظر بنویسم و اون موقع نمی شد! می گفت اکانت بساز و هزار جنغولک بازی!!
به هر حال خوندنتون بسیار زیاد لذت بخشه خانم استاد :)
‏محسن گفت…
از بی خانمان های گوگل ریدر

:D
روشنا گفت…
قربون اون صداقتت! بوس
‏حبیب گفت…
آخیشششش کمبود محبت

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠