۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

شوخي هاي كوندرايي

امروز در داوري فيلم هاي كوتاه نوجوانان ، فيلمي ديدم  كه قهرمانش در نيمه هاي فيلم مرده بود، هم در داستان  و هم در واقعيت مرده بود، در واقع سر صحنه فيلمبرداري تصادف كرده بود،
بچه ها فيلم را بدون او ساخته بودند و در پايان هم ماجرا  را با دخالت دادن عناصري ماورايي ، مثلا به اطلاع بيينده رسانده بودند
من به بازي ناشيانه  پسرك نگاه مي كردم و به فيلمي با فيلمنامه احمقانه و كارگرداني مضحك  كه با تصادفي از كل فيلم بي معناتر، جان او را گرفته بود.

هیچ نظری موجود نیست:

زندانهای آحری

بحثی داریم در معماری به نام روانشناسی   محیط،  اینکه بنا و انسان چه رابطه روانی با یکدیگر برقرار می کنند. مشاهده شده که ساخت یک مجموعه آ...