علت را در چه مي بينيد؟

در طي ده سال وبلاگ نويسي يك تفاوت بارز بين خوانندگانم ديده ام
زنان محتاط هستند ، از كلمات فكر شده اي استفاده مي كنند و محدوده گسترده اي را براي من باز مي كنند كه جوابهاي مختلفي مي توانم به درخواست هايشان بدهم ، فاصله مناسبي بين گفتگو ها قرار مي دهند و طنز اندك اما دلپذيري دارند، شرايط را درك مي  كنند و براي پاسخ هاي منفي ام ، احترام قايلند
آقايان، با طنز آغاز مي كنند و همان ابتداي كار از كلمات  نادرستي انتخاب مي كنند كه طنزشان را برخورنده و يا گزنده مي كند، به سرعت خودماني مي شوند و گفتگو را با پرسش هاي مداوم آغاز كرده و ادامه مي دهند، به طوري كه تحت فشار قرار مي گيرم و بعد با بمباراني از ايميل و پيغام  روبرو مي شوم ، بسرعت آزرده مي شوند و گاه بي ادب و سرانجام بلاك مي شوند

طبعا استثنا هاي فراواني در هر دو گروه دارم
هيچ كار آماري صورت نگرفته حدودي عرض مي كنم
منهم به گزاره هايي كه با همه زنها...همه مردها... شروع مي شود اعتقادي ندارم
تنها يك تجربه شخصي در دنياي مجازي  است

نظرات

‏مَـلی گفت…
برای اینکه در ایران از کودکی، والدین، جامعه و محیط به مردها می آموزند که حق دارند، که اجازه دارند هر چیزی را بخواهند و هر چیزی را که می خواهند طلب کنند (به خصوص در رابطه با زنها)، ولی به دخترها آموزش داده می شود که خوددار و صبور باشند، "خانم" باشند، نخواهند و "غر" نزنند، مودب باشند، از کلمات برازنده یک "خانم" استفاده کنند و رعایت دیگران را بکنند. نتیجه اش می شود مردانی با اعتماد به نفس کاذب، که نه تنها میخواهند، بلکه از همه "طلب" دارند؛ و دخترهایی با احترام به نفس پایین، که موقع گفتن چیزی که حق انسانی شان هست هم می ترسند و رعایت می کنند و گذشت می کنند و... و چیزی که حق شان نمی دانند و به عنوان لطف میخواهند مطمئنا با احترام بیشتر درخواست می کنند و قدردانی بیشتری دارند. البته مطمئنا اینها 100% نیست و مثالهای نقض بسیاری وجود دارند که در خانواده هایی بزرگ شده اند که به پسرشان احترام و خودداری و به دخترشان مطالبه کردن حقوق و حق نه گفتن را می آموزند، ولی متاسفانه این ها در اقلیت هستند و روح غالب جامعه حداقل تا نسل پدر مادرهای جوان فعلی همانطور بوده.
sm گفت…
Be nazaram be joz dar donyaye majazi dar donayey vaghei ham hamintore, albate baz ham na dar morede hame...
‏ناشناس گفت…
کاش اینجا گزینه لایک داشت. :)
‏سارا گفت…
من با نظر نفر اول و دوم کاملا موافقم
و لایک
‏رهگذر گفت…
ای دختران خود‌شیفته :|
‏ناشناس گفت…
شاید چون ما زنها بیشتر دچار عدم حریم شخصی بودیم،و ازمون انتظار میرفته همیشه برای سرویس دهی آماده باشیم .به عنوان دختر،خواهر،مادر،دوست،همسایه،..اگه احیانا یه وقتی خودمون رو اول قرار میدادیم میشدیم سلیطه،خودخواه،چشم سفید
واسه همین عمیقا حق نه گفتن رو درک میکنیم.حق داشتن حریم شخصی رو،حق هر جور راحتی رو...
مهدیه

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠