اون بالاخونه كذايي است

يه مقاله اي بود از خانم روانشناس امريكايي كه بحثي داشت با اين مضمون كه در زندگي مدرن در هر سطح طبقاتي كه باشي احساس بازنده بودن داري چون از طريق رسانه ها، الگو هاي موفقيت پول بيشترو و مقام بالاتر و همسر زيباتر و ...چنان طراحي شده كه هميشه بالادستي وجود دارد و به همين علت احساس رضايت از زندگي رخ نمي دهد و در اين جامعه مدرن همه احساس  بازنده بودن دارند.

تا قبل از خواندن اين مقاله هم زياد مي شد كه من ، خودم و بقيه آدمها را در دو دسته برنده و بازنده تقسيم كنم و حالا مدتي است كه در تلاشم دست از اين خط كشي بردارم اما ديدن يك دوست قديمي  ماجرا را برايم تازه كرد

اين رفيق ما پسر خوش قد و بالايي بود، تحصيلات خوب، خانواده خوب و برخورد خوبي داشت، هم دخترها و هم پدر هاي دخترها، جذب او مي شدند،به شدت شرايط همسر ايده آل را داشت و پر از داستانهاي اين چنيني بود، بعد از بيست سال ديدمش، حالا مرد ميانسال جذابي بود ، با همسر و فرزندان ، بدون شغل مشخص، با وضعيت مالي متزلزل و درگيري با همسر و خانواده اش

در اين ملاقات من تمام مدت سعي مي كردم ، كلمه بازنده را از ذهنم دور كنم اما هرچه او بيشتر حرف مي زد اين حس در من قوي تر مي شد، وقتي كه رفت اينقدر تمام خانه را صداي  افكار نا اميدش پر كرده بود كه پنجره ها را باز كردم، شمع و عود و اسفند روشن كردم و موزيك گذاشتم

و متوجه مشكل شدم، اصلا حرف جديد و كشف جديدي نبود، شيوه تفكر ماست كه وضعيتمان را معلوم مي كند، بيست سال فرصت زيادي بود تا او با اين افكار مسموم و كليشه اي  خود را به چنين وضعيت نامناسبي برساند:

همه آدما بدن، همه مي خوان سر آدم كلاه بذارن، زنا فقط مي خوان افسار مردو بگيرن، همه دوستا بي معرفتن، آدم به هيچكس نمي تونه اعتماد كنه، از همه جا منو بيرون مي كنن چون آدم ركي هستم

خلاصه بحثم از اين همه وراجي اين بود كه برنده يا بازنده بودن را رسانه و الگوهاي جامعه نيست كه مشخص مي كنند

نظرات

Ehsan Eftekhari گفت…
فکر کنم شما با این فرض که بالاخونه به اندازه کافی هوشمند و هوشیار هست و تاثیری از محیط نمیگیره (یا میتونه اثرات محیطی رو فیلتر کنه) مطلبتون رو نوشتین. این وبلاگ شاید نظرتون رو یه کم تعدیل کنه:
http://youarenotsosmart.com/
پادکست های خوبی هم داره برای وقت مترو سواری. کتاب هم شده البته. یه کتاب دیگه هم هست که خوب توضیح میده نحوه رفتار بالاخونه رو. اسمش هست:
Thinking, Fast and Slow

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠