گفته بودم من به آينده اين مملكت اميدوارم؟ خب آدميزاده ، حرف زياد مي زنه

امروز شبنم و فاطمه  داشتن باب اسفنجي نگاه مي كردن، در آخر كارتون باب فهميد كه بهترين روز زندگيش روزي بوده كه به دوستاش كمك كرده  با وجود اينكه نتونسته طبق برنامه اش خوش بگذرونه
و من از اون دو تا پرسيدم: بهترين روز زندگي شما دو تا كيه؟
شبنم گفت :روزي كه فاطمه نباشه تا من مشقامو بنويسم
فاطمه گفت :روزي كه شبنم مريض بشه نياد خونه ما

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠