۸ آذر ۱۳۹۳

گفته بودم براتون؟

از خانمه تو فروشگاه قيمت يه لباسي را پرسيدم، خانمه جواب نداد، با سماجت نگاش كردم كه چرا حواب نمي دي ، ديدم خانمه يه مانكن نصفه است كه مقنعه سرش كردن

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...