با شرح

در فرهنگسرا نمايشگاه حجاب و عفاف است، در يك سلسله داستان هاي تصويري بر ديوار، سه دختر يكي با مقنعه و موهاي پنهان، دومي مقنعه و موهاي آشكار و سومي با مقنعه و آرايش و موهاي بلوند همكلاسي هستند، دختر اول نماز و درسش را مي خواند، در مسابقات علمي ،مذهبي شركت مي كند، بر ديوار اتاقش تصوير سهراب سپهري و اسبهاي در حال دويدن دارد، خواستگار برايش مي آيد و با چادرنماز جلوي آنها مي رود و فردا صبح در مدرسه شيريني خواستگاري به آن دو تاي ديگر مي دهد،
سومي مواد مي كشد و پارتي مي رود و اكس مي زند و بر ديوار عكس هاي سانسوري دارد و سعي مي كند دختر دومي را با خود همراه كند
دختر سومي بين اين دو سرگردان است بر ديوارش عكس لوي آرمسترانگ و آنتونيو باندارس را دارد، با سومي به مهماني مي رود و دوست پسري پيدا مي كند و نمره هاي كارنامه اش خراب مي شود، 
دختر اول به كمكش مي آيد تا دوباره به درس و مشق باز گردد و دخترسوم دوري كند

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا