يك روز بازگشت ناپذير

آبجي بزرگه و آبجي دومي از خارجه  و خواهرك و همسرش هم از شيراز آمدند
 هوا امروز آفتابي بود، با آبجي بزرگه قدم زنان از كنار مزارع به باغي در آن نزديكي رفتيم كه اتاقك هاي در ان ساخته اند، زير  باران آخرين شكوفه ها نشستيم و چايي خورديم 
در بازگشت به غذاخوري روستا سفارش ماهي شكم پر داديم و بازگشتيم. در خانه بابايي از آفتابي شدن هوا استفاده كرده بود و ديوارهاي سيماني را رنگ سفيد مي زد، مادرك در آفتاب دراز كشيده و  من قربان صدقه گلهايم مي رفت و درخت سيبي كه همسايه كاشته و غرق شكوفه شده است
در ميان كل كل هاي خواهرها با بابايي و خنده زنان ماهي شكم پر را خورديم، بابايي به آبجي بزرگه گفته بود : تو اولين ثمره عشقم هستي و آتش حسادت دوتاي ديگر را برانگيخته بود
بعد از ناهار چندين ساعت به  جنگ و گريز من و خواهرك در ربودن  سوغاتي هاي خواهرها گذشت، براي لوسين  و شامپوها به دنبال هم مي گذاشتيم و شكلاتها را زير مبل پنهان مي كرديم، لباسها را پرو مي كرديم و  ايرادات  عجيبي در بدن يكديگر پيدا مي كرديم ، مادرك آنقدر از من دفاع كرد كه خواهرك به گاز گرفتن تهديدش كرد و مادرك كج كج فرار كرد بيرون اتاق 
خواهر بزرگه مهربان و عادل هم مثل كودكي هايمان ،مدام مجبورمان مي كند هر آنچه پنهان كرديم را رو كنيم تا تقسيم عادلانه اي صورت بدهد
سرانجام با ساكي پر از شكلاتهاي مختلف و عطر و شامپو و لوسين و لباس  براي من و خواهرك  جنگ پايان يافت. 
عصر با بابايي درخت انجير را هرس كرديم و  از حياط پشتي كه قصد چمن كاري اش را دارم، سنگ ريزه ها را جمع كردم  و در تراس قهوه  و كيك از آب گذشته را خورديم .
حالا شب شده است و من در اتاقم وب گردي مي كنم و خواهرك براي آبجي  بزرگه گردنبند و گوشواره مي سازد و با يكديگر حال خوشي در طراحي آنها دارند ، صداي تخت نرد و رجز خواني آبجي دومي  و داماد هم شنيده مي شود، مادرك  بر  روي گلدوزي  هاي سوقاتي كار مي كند و بابايي هم كه به تازگي گوشي  هوشمند خريده و در كانالهاي جوك و سرگرمي تلگرام غرق شده و مدام جوكها را براي بقيه مي خواند و با خودش مي خندد
و همان غم شيرين و قديمي به سراغم آمده است ، دانايي نسبت به ناپايداري زمان 

نظرات

karmand گفت…
و ميدانيم/نميدانيم اگر اين دانايي بود/نبود، آيا حس شادي هم بود/ نبود؟...

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا