۱ مهر ۱۳۹۵

نا مادر

زن شمالي، سفيد و چشم روشن است، شيرين و شوخ حرف مي زند، پرسيدم :نامادري مهرباني داشتي؟
 گفت: هرچي براي دخترش مي خريد براي منم مي خريد
- پس مهربون بود؟
- اري اما هرچي براي من مي خريد اندازه دخترش بود
-؟؟؟!!!

هیچ نظری موجود نیست:

پایان سفر

بعد از راین به سمت کلوتهای شهداد رفتیم، جاده بسیار متفاوت شدو شبیه اطراف شیراز، کوه به همراه واحه های سبز پر درخت، ...