زنان بادپيما

بيشتر دوستان همسن من ازدواج كرده اند و همه آنها بچه دار شده اند و كلمه اي كه نوع مادري آنان را توصيف مي كند، فداكاري است
 آنان همه وقت و جسم و روح و هزينه خود را بر روي فرزندانشان گذاشته اند، وقتي مي گويم همه، منظورم دقيقا همه است
يكي تمام گردن و ستون فقراتش را نابود كرد با خياطي كه خرج آنان را بدهد، ديگري تحصيل را رها كرد كه به آنها برسد، يكي خود را با ١٥ سال بازنشست كرد كه وقت بيشتري براي آنان داشته باشد، يكي تمام روز هفته تدريس كرد تا بچه ها در رفاه باشند
اين زنان هيچوقت براي خودشان زندگي نكردند، سفر نرفتند، خريد شخصي نكردند، با دوستان معاشرت نكردند تا بچه ها در بهترين حالت ممكن باشند
معناي زندگي براي آنان فرزندشان است ، و اين چنين حس مي كنند كه زندگيشان بيهوده نبوده است
،
،
،
و من نتايج فداكاري آنان را مي شناسم، دختران و پسراني كه زير چشمان من بزرگ شدند و نتيجه و ثمره زندگي دوستان من هستند و يكسري موجودات بي عرضه، دست و پا چلفتي ،متوقع ،آماده خور ،پر مدعاي لوس و ننر كه دلم مي خواد با لگد بزنم زير شكمشون
و عجب معناي عميقي دادند به فداكاري مادرانشان
كه بيهوه كردند  تمام آن عمري كه مي شد در هوش و زيبايي و شور و خلاقيت درخشش يابد و،
،
،
،
هيس صدايش را در نياوريم، اين مادران فداكار نبايد بدانند كه باد پيموده اند و تخم در شوره زار پاشيده اند

نظرات

‏ناشناس گفت…
بنظرم خیلی نظر مغرضلنه و جهت داریه مطمیناااااااااا همیشه اینطور نیست همونطور که اغلب هم لونطور بی فرزند همه در زیبایی و موفقین نمیدرخشن لطفا انچه خود هستین را بهترین ندانین چون خود هستین و خواستین....
‏ناشناس گفت…
به نظرم این نوشته تون خیلی جای بحث داره و از زوایای مختلف روان شناسی و جامعه شناسی و حتی هنری بهش نقد وارده
‏ناشناس گفت…
مادری رو میشناسم کن ۳۰ سال دو شیفت کار کرد. معلمی و پرستاری. سختی کشید. نخورد. نگشت. جوونی اش رو صرف بزرگ کردن بچه هاش و آینده اشون کرد. الان دوتاشون دکترن تو فرنگستون یکی دیگه اشون همه هنر خونده و زن و بچه داره. همه بچه هاش همه عاشق مادرشون هستن و مادرشون همه خیلی خوشحاله که همه اون فداکاری ها رو کرده براشون و هر وقت بچه هاش ازش می پرسن چه آیا پشیمونه لبخند می‌زنه و می گه اگرچه زندگی سختی داشته اما حتی از یک لحظه اش پشیمون نیست. ما ههممون به خاطر فداکاری هایش مادرمون اینجاییم. حالا اگر کسی تصمیم میگیره که مادر باشه و همه عمرش رو صرف بچه هایش کنه یا مادر نباشه و اونطوری که می خواد زندگی کنه یه انتخاب کاملا شخصیه. احترام به حق انتخاب مهمترین مشخصه یک جامعه تو اندیش و پویاست. نقطه ای که شروع به سرزنش دیگران برای تلاشش مشروع و به جاشون کردیم نقطه شروع بی احترامی به حق انتخاب دیگرانه!

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا