گيسو عينكي مي شود

معمولا جمله را بايد اينطوري شروع كرد كه :مدتي بود احساس مي كردم چشم ضعيف شده ...
از آنجا كه من هيچ جام به آدم نبرده يه روز صبح، يعني دقيقا چهار روز پيش از خواب بيدار شدم و  ديدم كه نزديك را خوب نمي بينم و الان  با عينك در حال نوشتن اين كلماتم
و البته كه تقريبا روزي سه بار گمش مي كنم و روش مي نشينم و  هميشه شيشه اش كثيفه اما 
كلا باش حال مي كنم

نظرات

فرشته گفت…
به جمع ما خوش اومدی

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟