مردِکنار راننده خیلی ادم باحالی بود. راننده داشت می گفت که بچه هاش بزرگ شدن و تنها شده..مرده گفت : ادم تنها یا خدا می شده یافیلسوف. راننده گفت که زنش فوت کرده. مرده گفت ازدواج می کنیم که تنها نشیم ..اخرش باز تنها میشیم...
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر