۲۳ شهریور ۱۳۸۳

راننده و نیچه

مردِکنار راننده خیلی ادم باحالی بود. راننده داشت می گفت که بچه هاش بزرگ شدن و تنها شده..مرده گفت : ادم تنها یا خدا می شده یافیلسوف. راننده گفت که زنش فوت کرده. مرده گفت ازدواج می کنیم که تنها نشیم ..اخرش باز تنها میشیم...

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...