۲۰ بهمن ۱۳۸۳

دعای درختی

از پشت پنجره دیدمش به همراه کودکش بود چند ماهه با لبخند های مثل همه کودکان دلربا... گفت که خانه اش در ان نزدیکی هاست حوصله اش سر رفته امده بین درختان این فرهنگسرا قدمی بزند ... کودکش را در اغوش گرفتم و به راه افتادیم در بین صحبتها بی هوا از من پرسی
- می تونی از درخت بالا بری
- اوهوم
- خوب
- اوهوم
- خوب خوب
- اره تو باغ بزرگ شدم
- بیااز این درخت برو بالا
- اینجا
- اره
- نه شاگردام می بینن
- من خودم می خواستم برم یک مرده اود گفتم می گه زنیکه
- واسه چی
- می خوام این دعا را ببندم به درخت
شوهرش بعد از به دنیا امدن بچه از او خواسته که کار کنند . او هم معلم حق التدرسی استکه در استانه رسمی شدن است و شغلش را هم دوست دارد شوهرش گفته یا من یا کرات و او شوهرش را هم دوست دارد حالا این دعا را از مفاتیح پیدا کرده و باید به درختی بلند اویزان شود تا دهان شوهرش بسته گردد.
- این مفاتیح یک دعا های جالبی داره دعا برای رد کردن جن برای انیکه کسی رو حرفت حرف نزنه
- بده من می دم سرایدارمون برات وصلش کنه
- درخت بلند
- بلند
- باز نشه ها
- باز نمیشه
- خدا کنه دهنش بسته شه
- یه زنگ بزن صدای مشاور
- چی هست
- از 118 شماره شو گیر با یک مشاور صحبت کنن ببین باید چکار کنی تا راضی بشه
- حلا خدا کنه این دعا جواب بده بدم بهت
- بده
- می بندی که می بندم ولی به صدای مشاور یه زنگی بزن
- باشه پس خیالم راحت باشه
- راحت راحت
- برم ناهار درست کنم الانه که برگرده هیچی تو خونه نداری شوهرم تنبک میه زنه اما یادم نمیده خوب می زنه اما یادم نمی ده

هیچ نظری موجود نیست:

اينستاگرام gisoshirazi

مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...