۲۲ بهمن ۱۳۸۴
عروس بي قرارا
شاگردم يه كتاب بهم داده به نام عروس بي قرار ..مجبور شدم به خاطر اسمش ان را پنهاني بخوانم ولي مردم از خنده ..دختري كه هميشه دوستانش را مسخره مي كرد كه نزديك ازدواجشان خلو چل مي شوند و ...سرانجام خودش هم در اين چاه بلال افتاد...ضمن اينكه مناصلا نمي دانستم مراسم ازدواج در امريكا بدتر از خودمان پر از دنگ و فنگ است...بامزه اينكه يك كيتاب اموزشي هم برايشان منتشر شده كه از روي ان كار هاي را انجام دهند كه يك سالي طول مي كشد...هيچ فرقي با مال ما ندارد فقط مراسم ما طبق معمول همه چيزمان ايراني و بي درو پيكر است...و انها مرتب و منظم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر