معلوم نیست چرا چشمش خونریزی کرده ..داره میره خرید میگه: حالا مغازه داره از من می ترسه من باید بهش بگم« اقا اقا نترس من قاتل نیستم..من قاطرم...
حالا چرا به ذهنش رسید قاطره ..نمی دونم احتمالا به دلیل هم وزن بودن این دو تا کلمه
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر