۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

قاطر

معلوم نیست چرا چشمش خونریزی کرده ..داره میره خرید میگه: حالا مغازه داره از من می ترسه من باید بهش بگم« اقا اقا نترس من قاتل نیستم..من قاطرم...
حالا چرا به ذهنش رسید قاطره ..نمی دونم احتمالا به دلیل هم وزن بودن این دو تا کلمه

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...