۲۴ مرداد ۱۳۸۵

سلام ...برگشتم و هنوز زنده ام... زنده باد شرکتهای هواپیمایی ایران 4 ساعت تاخیر رفت 2 ساعت تاخیر برگشت! زنده باد بیمارستهانهای ایران ..از یکیشون با سرم در دست فرار کردم ...زنده باد تاکسی تلفنی های ایران !چون نبودند سرم در دست در خیابان مانده بودم البته ساعت 3 نیمه شب بود
با این همه برگشتم و حالم خیلی خوب است.
البته بلوط نترس ..اینقدر ها هم اینجا ترسناک نیست!

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...