شب یلداست...تنها هستم و در حال مشق نوشتن و درگیر یک مسئله فلسفی که ایا به خانه فامیل بروم بنا به سنت تا تنها نباشم یه مثل بقیه شبها کارم را بکنم. باید فرقی بدهم امشب را یا نه ؟ می دانم که چندان انجا خوش نخواهم بود اما اگر اینجا تنها بمانم برای خودم غصه نخواهم خورد؟ دلم شب یلدایی می خواهد با یک عالمه فامیل یک عالمه انار و تخمه...چیزی که هیچوقت تجربه نکردم....امیدوارم روزی صاحب چنین خانواده بزرگی شوم من مادربزرگ خوبی خواهم شد اخه خودم قصه می سازم...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر